تبليغاتX
هگمتانه

هگمتانه

فضایی برای ارتباط دانشجویان همدانی شاغل به تحصیل در دانشگاه های اهواز

سلام به دوستان عزیز و خوانندگان گرامی

هرچند که پایه گذاران این وبلاگ دیگه اکثرا فارغ التحصیل شده و به احتمال زیاد دیگه در خوزستان نیستند، اما این مطلب برای دانشجویان همدانی که بعد از ما در دانشگاههای استان خوزستان در حال تحصیل هستند خالی از لطف نیست

از ابتدای سال میلادی جاری (۲۰۱۱) پرواز های مستقیم همدان-اهواز-همدان توسط شرکت هواپیمایی نفت راه افتاده. قابل توجه اینکه هواپیماهای شرکت نفت تماما اروپایی بوده و سوار شدن به آنها ترسی ندارد. به هر حال میدونید دیگه، شرکت نفتی ها همه چیزشون درجه یکه

پس از این به بعد میشه گفت مسیر اهواز به همدان نزدیک به یک ساعته و نه دوازده ساعت!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 14:21  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

استاد محمد نوری خواننده ترانه های زیبای فارسی، دقایقی پیش در نیمه شب نهم مردادماه سال 1389 در یکی از بیمارستانهای تهران در گذشت. وی که اخیرا به یک بیماری خونی مبتلا شده بود، ماه گذشته نیز در بیمارستان بستری شده بود و با رضایت خودش از بیمارستان مرخص گردید. استاد محمد نوری که بزرگترین خواننده پاپ ایران به شمار میرفت، در اول دیماه سال 1308 در تهران به دنیا آمد. وی فارغ‏التحصیل از هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی بود. آواز را نزد خانم اولین باغچه‏بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه، اساتید هنرستان عالی موسیقی، فراگرفت. وی شیوهٔ آواز خود را متأثر از بافت و غنای زخمه‌ایِ اساتیدی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی، و محمد سریر می‌داند. دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‏ویژه نسل جوان بود که بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‏تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‏ها - سنین نوجوانی - با خواندن اشعار نوینی که برروی نغمه‌های روز مغرب‏زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‏بود، کار خوانندگی را آغاز کرد. او طی سال‏های بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانه‌ای به گونهٓ آوازیِ خویش دهد. آوازهای این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار ویژه‌ای کسب کرده‌است. این هنرمند در حاشیهٔ سال‏های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهٔ آوازی، تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او اخیراً چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‏های سرشار، و برای نسل امروز، آفرینندهٓ شیرین‏ترین خاطرات است. وی ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است. یکی از مهمترین , زیبا ترین و معروف ترین ترانه های وی , جان مریم نام دارد . نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش ، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی " سیروس شهردار " و " فریدون فرزانه " و" مصطفی پورتراب " رفت و از آنها تئوری موسیقی ، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند. اجرای ترانه های مختلف محلی آذری ، گیلکی ، شیرازی و... اوهمچون "جان مریم"، " شالیزار "،" واسونک "،" جمعه بازار " و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است. نوری علی رغم تمامی این تواناییها و موقعیتهای هنری هیچگاه در پی مال اندوزی و بساز و بفروشی نرفت اما از سوی دیگر به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت. این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد. امید که شاگردان و دوستداران وی پیرو و ادامه دهنده راهش باشند. روحش شاد و یادش گرامی امیرحسین یاوری
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 0:17  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

متاسفانه استاد بزرگوارمان «جناب آقای دکتر جمال حقیقی» از اعضای گروه روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز روز چهارشنبه ۱۶/۱۱/۸۷ به رحمت ایزدی پیوستند. روحشان شاد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 16:37  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

دكتر محمد حیدری ملایری ، اختر فیزیكدانِ رصد خانه ی پاریس یكی از دانشمندانِ سرشناس جهانی در اخترشناسی و اختر فیزیك به شمار می رود . كشف هایش در زمینه ی ستارگانِ پُرجرم ( massive ) ، یعنی ستارگانی كه جرمشان دست كم 10 برابر از جرم خورشید بیشتر است ، شناخته ی متخصصانِ این رشته است . دكتر محمد حیدری ملایری در سال 1326 در ملایر زاده شد و در خانواده ای فرهنگ دوست پرورش یافت . پدر بزرگِ مادری ایشان می توانست صدها بیت از حافظ ، فردوسی ، خیام و مولوی را از بربخواند و اگر بیتی را فراموش می كرد حتا اگر وسط شب بود همه ی اهل خانه را بیدار می كرد تا آن بیت را پیدا كنند . دكتر محمد حیدری ملایری از كودكی چنان به داستان های شاهنامه علاقه پیدا كرده بود كه پیش از رفتن به دبستان شعر های فردوسی را از بر می خواند . كلاس های اول و دوم دبستان را در ملایر گذراند و سپس با خانواده اش به تهران نقل مكان كرد . وی در سال 1348 به دریافت لیسانس فیزیك از دانشكده ی علوم دانشگاه تهران موفق شد . سپس دو سال را در خدمت سربازی ( با درجه ی ستوان دوم وظیفه در رشته ی توپخانه ) گذرانید ، و سه سال هم در موسسه ی انتشارات فرانكلین به ویراستاری كتاب های مربوط به دانش فیزیك پرداخت ودر طی این مدت خود بیش از 10 كتاب فیزیك و اختر شناسی را از انگلیسی به فارسی ترجمه كرد . در سال 1353 با بورس دولت فرانسه به پاریس رفت تا در رشته های اختر شناسی و اختر فیزیك مطالعه كند و موفق شد تا در سال 1358 دكترای سیكل سوم و در سال 1362 دكترای دولتی را ، كه بالاترین مدرك تحصیلی فرانسه به شمار می آید ، از دانشگاه پاریس اخذ نماید . در سال 1359 با گذراندن كنكور ، موفق به دریافت پست رسمی « اختر شناس » در رصد خانه یا نپاهشگاهِ ( nepâhešgâh ) پاریس شد . در سال 1362 ، در جریان پژوهش برای تز دكترای خود ، به كشف جسم های ناشناخته ای در دو كهكشان همسایه ی ما ( كه ابرهای ماژلان Magellanic Clouds خوانده می شود ) نایل آمد . قبلا تصور می شد كه این جسم ها ستاره اند ، ولی او نشان داد كه در واقع میغ ها یا سحابی های ویژه ای هستند كه توسط ستارگان پُرجرمِ نوزاد به وجود آمده اند . از آن زمان تا كنون بخش عمده ای از فعالیت های وی بر مطالعه ی این جسم ها متمركز شده است و نتیجه های پژوهش هایش تا كنون در بیش از 100 مقاله ی علمی به چاپ رسیده اند . دكتر حیدری ملایری رهبر گروهی از اختر فیزیكدانان بین المللی است كه در باره ی پیدایش ستاره های پُرجرم و تاثیر این ستارگان بر محیط پیرامونشان مطالعه می كنند . به ویژه نتایج مطالعات و پژوهش های چند سال اخیر ایشان بر پایه داده هایی است كه او با به كار بردن تلسكوپ فضایی هابل ، متعلق به سازمان ناسا (NASA ) ، به دست آورده است . وی در سال 1364 با گذراندن كنكور به گروه اختر شناسان رصد خانه ی بزرگ اروپا ( ESO ) ، كه در كشور شیلی در آمریكای جنوبی قرار دارد ، پیوست . اقامت ایشان و خانواده اش در شیلی به مدت 7 سال ، تا سال 1371 ، به طول انجامید . گفتنی است در ضمن فعالیت های پژوهشی اش از 1367 تا 1370 ، معاونت دپارتمان اختر شناسی رصد خانه اروپایی را هم به عهده داشت . « جرم پیشینه یا ماكسیموم ستارگان » یكی از نتایج مطالعات علمی و جالب دکتر حیدری ملایری به شمار می رود . قبلا تصور می شد كه ستارگان می توانند جرمی تا حدود 500 برابر جرم خورشید داشته باشند اما دکتر حیدری ملایری ثابت كرد كه چنین ستاره هایی وجود ندارد و نشان داده است كه ستاره های پُرجرم تر از 120 برابر جرم خورشید در واقع یك ستاره نیستند ، بلكه از گروهی ستاره ی كم جرم تر تشكیل شده اند كه چون بسیار تنگاتنگ هم قرار گرفته اند و آنها را یك ستاره می پنداشته اند . این دستاورد پیامد های مهمی برای شناخت چگونگی به وجود آمدن ستارگان پُرجرم داشته است . نتایج به دست آمده از مطالعات و پژوهش های دكتر حیدری ملایری بارها توسط اطلاعیه های علمی از جانب سازمان فضایی آمریكا ( NASA ) ، سازمان فضایی اروپا ( ESA ) ، مركز پژوهش های علمی فرانسه ( CNRS ) ، و رصد خانه ی پاریس به آگاهی همگان رسانده شده و در رسانه های گوناگون بازتاب جهانی یافته اند . دكتر حیدری ملایری بارها مشاور علمی سازمان های گوناگون پژوهشی اختر شناسی اروپایی و آمریكایی بوده است و تا كنون رهبری تز دكترای اختر فیزیك چندین پژوهشگر اروپایی را بر عهده داشته است . دكتر حیدری ملایری علاوه بر اختر شناسی ، به زبان شناسی و تاریخ نیز دلبستگی دارد و به ویژه در زبان شناسی تطبیقی و ریشه شناسی زبان های هند – و - اروپایی پژوهش بسیار كرده است . با زبان های پهلوی ، فارسی باستان ، اوستایی ، سنسكریت ، یونانی ، و لاتین آشنایی دارد ، و در باره ی در حدود 20 گویش زبان فارسی مطالعه كرده است . همچنین سال هاست كه در باره ی سیستم اصطلاح شناسی علمی در زبان فارسی به پژوهش می پردازد . نتیجه این كوشش ها ، فراهم آوردن « فرهنگ ریشه شناختی اختر شناسی و اختر فیزیك » به زبان های انگلیسی – فرانسه – فارسی است ، كه ایشان به عنوان كاری فرعی در دست دارد و تا كنون حرف های A تا K را در منزلگاه اینترنتی خود در دسترس همگان نهاده است . در پایان ضمن سپاس فراوان از جناب دکتر محمد حیدری ملایری در پاسخ به نامه الکترونیکی اینجانب و بازبینی و اصلاح متن فراهم شده ، برای ایشان آرزوی عمری دراز همراه با سلامتی و به روزی دارم . آدرس منزلگاه الكترونیكی دكتر محمد حیدری ملایری : http://aramis.obspm.fr/~heydari

منبع:http://malayerziba.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 22:25  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

فکر میکنم تاریخ مصرف این مطلب خیلی وقته که باطل شده ولی از آنجایی که ماهی رو هر وقت از آب بگیری مرده !منم قدری زمان رو عقب میبرم(فقط ۱ماه و چند روز)

بچه های روانشناسی ۸۴البته با زحمات جان فرسای آقای یاوری موفق شدند یک سفر چند روزه همراه با استاد گران مایه جناب دکتر زرگر به همدان داشته باشند(از ملایر هم ردشدیم ها!)

به من بیشتر از آنچه باید خوش گذشت.

اسدی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 20:43  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

دوچرخه سواری سه ترکه

حصار امام - دوچرخه سواران جوان

کلی دنبالشون کردیم تا تونستیم ازشون عکس بگیریم . داشتن سه ترکه از میدون چراغ قرمز به سمت حصار امام می رفتن که دیدمشون و توی تاریکی یه کوچه با موبایل ازشون عکس گرفتم.

جمعه ۸ / ۴ / ۸۶ ساعت حدودای ۹ شب


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 12:23  توسط امیرحسین یاوری  | 

منطقه گردشگري و توريستي عباس آباد همدان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:36  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

سلام

بنازم به این همدانیهای اهواز و دانشگاه جندی شاپور سابق

مثل اینکه در این گرمای طاقت فرسای اهواز باز هم جمود سرمای ناجوانمردانه زمستان همدان آنان را در بر گرفته که دیگر بازدیدی از وبلاگ ندارند.

(بابا دست خوش)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:34  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

با سلام

دوستان همدانی زیادی اعتراض، پیشنهاد، تهدید، خواهش و.... نمودند که اگر می شود نشانی وبلاگ را  از Hamadani.blogfa.comبه  hamedani.blogfa.com تغییر بدهیم. تلاش کردیم و این دو سایت به نظرمان رسید. نتیجه این شد که این سایتها قبلا ثبت شده و اگر نگاهی به آنها بیاندازید متوجه خواهید شد که در چه زمینه ای هستند.http://hamedani.blogfa.com

/

http://hamedanian.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 12:21  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

باسلام خدمت دوستان عزیز

نخستین جلسه نیمسال اول سالتحصیلی ۸۵-۸۶ روز یکشنبه مورخ ۱۴/۸/۸۵  ساعت ۱۲ الی ۱۳ در اتاق ۱۰۵ دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی برگزار میشود.

در این جلسه علاوه بر دیداری تازه با دوستان بعد از قریب به ۴ماه موضوعاتی همچون عضوگیری در سالتحصیلی جدید و شروع نشر مجله و... مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.

اعضا و احیانا دوستان جدید حضور یا عدم حضور خود را پیشاپیش بر روی نظرات این خبر اعلام دارند./.

                                                                                                  با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 23:15  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 


مهمترين فهرستي كه در سالهاي اخير درباره آثار ابوعلي سينا ، تدوين شده ، كتابي است كه دكتر يحيي مهدوي استاد دانشگاه تهران در سال ۱۹۵۴ به فارسي منتشر كرده است .اين اثر ، كتابشناسي انتقادي است و در كتب و رسالات اصيل ابوعلي سينا ازآنهايي كه به او نسبت داده شده تفكيك شده است .

در يادداشتهاي جوزجاني نام حدود ۶۰ كتاب و رساله برده شده و اين تنها طبقه بندي است كه زمان نوشتن آنها را , دست كم در مورد آثار مهم , تعيين مي كند , زيرا از اشعار وتعدادي از رسالات به طور دسته جمعي نام برده شده است .

در اينجا بي مناسبت نيست به طور خلاصه مهمترين آثار طبيب و فيلسوف بزرگ را به ترتيب تاريخ نگارش نام ببريم :

۱- الحكمه العروضيه : اين كتاب نخستين اثر فلسفي ابوعلي سينا ست كه او در بيست و يكسالگي براي ابوالحسين عروضي نگاشته است . از اين كتاب فقط يك نسخه باقي مانده كه در كتابخانه شهر اوپسالاي سو‌‌‌‌ئد نگاهداري مي شود .

۲- القانون في الطب : فشرده ترين اثر ابوعلي سينا در رشته پزشكي است كه مورد استفاده چند نسل از دانشمندان قرار گرفته و در آن كليه معلومات وتجربياتي را كه تا آن زمان به دست آمده بود جمع آوري كرده است . بدين سان اين دايره المعارف طي چند قرن يكي از كتب مرجع دانشجويان پزشكي بوده است . نسخه هاي خطي متعدد اين كتاب و تفسيرها و ترجمه هاي بيشماري كه به زبانهاي مختلف از آن به عمل آمده است ، اهميت و ارزش قانون را نشان مي دهد .

۳- الحكمه المشرقيين : اين كتاب كه فقط بخشي از آن درباره منطق باقي مانده است ، يكي از مشخص ترين آثار ابوعلي سينا بشمار مي رود . وي ضمن نگارش آن مي خواسته فلسفه سنتي ارسطويي را رد كرد تا بتواند نظرات خودش و ساير نظريه هاي فلسفي را بيان نمايد . بخش كوچكي از منطق آن كه باقي مانده اصالت مجموعه مفقود را نشان مي دهد . در سال ۴۲۰ هجري كه سلطان مسعود پسر محمود غزنوي اصفهان را گرفت و غارت كرد ، اين كتاب ساير كتب كتابخانه سلطنتي امراي آل بويه به غزنه حمل شد و در سال ۵۴۶ هجري در حين اشغال اين شهر به دست علاالدين غوري با تمامي كتابهاي موجود دركتابهاي موجود در كتابخانه سوزانده شد .

4-النجاه ( نجات ) : اين كتاب شامل چهار بخش به شرح زير است :

منطق , علوم طبيعي , علوم رياضي و مابعدالطبيه . بر خلاف تصور همگان اين كتاب خلاصه أي از شفا نيست .

5-الشفا‌‌‌ ( شفا ) : اين دايره المعارف همان مقامي را در زمينه فلسفي دارد كه قانون در زمينه پزشكي . ابوعلي سينا در آن كليه نظريه هاي علمي و فلسفي را كه تا آن زمان درجهان اسلام شناخته شده بود بيان كرده است . شيخ در اين كتاب بزرگ كل علوم زمان خود را به سه دسته عمده تقسيم كرد :

اول (( علوم عالي )) كه عبارت باشد از علمي كه با ماده سر وكار ندارد و درك آن فقط با تعلل محض صورت پذير باشد و آن (( علم به مابعد الطبيه )) است .

دوم (( علوم داني )) كه علم به ماده است و با تجربه و مشاهده نيز مي توان آن را درك كرد و آن (( علم طبيعي وفروع )) آن است .

سوم (( علوم وسطي )) كه هم با ماده و هم با تعقل سروكار دارد و آن (( علم رياضي )) است .

۶- اشارات و تنبيهات : آخرين اثر مهم ابوعلي سيناست ، ولي در مقايسه با ساير آثار او محدودتر و در عين حال فشرده تر و موجزتر است . به ايجاز كتاب , زيبايي سبك نگارش آن افزوده مي شود . اين تنها كتاب فلسفي است كه ابوعلي سينا در آن تمام توجه خود را معطوف به زيبايي نگارش كرده و تسلط خود را به زبان عربي نشان داده است . با اين همه آنچه اين كتاب را از مجموعه آثار فلسفي ابوعلي سينا مشخص مي سازد سه فصل آخر آن است كه به عرفان اسلامي اختصاص داده شده است . در حقيقت اين نخستين باري است كه حكمت اولي ، حالات و مراحل سلوك عرفاني موضوع يك بحث فلسفي قرار گرفته است .

۷- دانشنامه :در ميان كليه آثار فلسفي ابوعلي سينا كه به زبان عربي است دانشنامه تنها كتابي است كه به زبان مادريش فارسي نگاشته است . با توجه به اينكه نيم قرن قبل از ولادت ابوعلي سينا فارسي زباني بوده كه در سراسر ايران تكلم مي شده و زبان عربي بشمار مي رفته است و نظم ونثر در همان زمان رونق فراواني داشته وشعرايي نظير رودكي ، شهيد بلخي ، دقيقي ، ابوشكور آثاري به نظم بوجود آورده بودند كه جاوداني است ،و نيز خود ابوعلي سينا و مسلط به زبانهاي فارسي و عربي و با بزرگترين شعراي ايران هم عصر بوده است ، از اينكه او تقريبا كليه آثارش را به زبان عربي نوشته است تعجب مي كنيم . بايد متذكر شد كه از زماني كه اسلام بر ايران مسلط گرديد , عربي زبان مذهبي و اداري و نيز وسيله بيان علمي بشمار مي رفت و در كليه سرزمينهايي كه اسلام را پذيرفته بودند مورد استفاده قرار مي گرفت . لذا دانشمندان براي اينكه آثارشان در سراسر سرزمينهاي اسلامي خوانده و فهميده شود ، ناچار بودند كتابهايشان را به زبان عربي بنويسند . اين اجبار بعدها عموميت و ادامه يافت و به شكل سنت در آمد .

× × ×

سرنوشت آثار فلسفي ابوعلي سينا بعد از مرگش چه بود ؟

ابوعلي سينا در تمام عمرش از وراي رويدادهايي كه شاهد بود ، خطري را كه نوشته هايش , و بخصوص آخرين اثرش (( اشارات )) را تهديد مي كرد ، پيش بيني كرده بود . آخرين توصيه أي كه به شاگردش جوزجاني كرد ، نگرانيش را بخوبي نشان مي دهد . تا وقتي همه شاگردان شيخ الئيس در قيد حيات بودند , افكار او را ترويج و آثارش را منتشر مي نمودند . بخصوص جوزجاني كه امتياز جمع آوري آنها را داشت . ولي سير حوادث طور ديگري مقدر كرده بود . مرگ سلطان محمود وپسرش مسعود به تعصب و دشمني با فلسفه و حكمت و فلاسفه به طور اعم وابوعلي سينا به طور اخص خاتمه نداد . حمله قبايل ترك سلجوقي كه از آغاز به تسنن گرويده و مدافعان پر شور آن مذهب بشمار مي رفتند به ايران سراسر امپراطوري خلفا موجب تشديد اين وضع گرديد . تعداد زيادي علماي علوم ديني وكل كتابهايي در رد عقايد ابوعلي سينا نوشتند كه مشهورترين آنها از محمد بن احمد شهرستاني مولف ملل و نحو است كه در دو كتاب نظريه هاي ابوعلي سينا را رد كرده است . يك متكلم ديگر ابن اثير است كه ضمن شرح وقايع سال ۴۲۸ هجري و ذكر اسامي شخصيتهايي كه طي اين چند سال در گذشته اند مي نويسد : (( در ماه شعبان اين سال ابو علي سينا حكيم بزرگ ايران ، مولف آثاري كه طبق نظريات فلاسفه نگاشته است در گذشت . او در خدمت امير علاالدوله بود . شكي نيست كه اين شخص كافر بود و به همين جهت ابوعلي سينا جرات كرد در قلمرو سلطنت او كتابهايي بنويسد كه مملو از كفر زندقه نسبت به قوانين الهي است )) . اين مسابقه در دشمني نسبت به فلاسفه ، ابوعلي سينا هدف اصلي آن بود ، تا سال ۶۱۵ كه حمله مغول آغاز شد همچنان ادامه داشت .

آن گاه تجديد حيات علوم و فلسفه آغاز گرديد . ولي افسوس كه خاطره صاحبان افكار بزرگ هيچ گاه از حماقت انسانها مصون نيست . در سال ۱۵۲۶ ميلادي ( ۹۳۳ هجري ) فليپ اورئول تئوفراست دو هوهنه كه بيشتر به نام پاراسلسوس شهرت دارد ، در دانشگاه بال سويس ضربت جديدي به افكار ابوعلي سينا وارد ساخت . پاراسلسوس كه خود را طرفدار (( دربسته )) مي ناميد و مخترع اكسير جواني مي دانست ، تلي از هيزم در صحن دانشگاه گرد آورد و پس از ايراد نطق خشونت آميزي عليه پزشك ايراني نسخه هايي از قانون را سوزاند . افسوس كه امروزه نيز قرن ما پر از اين گونه افراد است . آنان در سو استفاده از ضعفها و رنجهاي انساني ايستادند . وسوسه جايگزين كردن مسائل غير محسوس به جاي اصول مسلم ، دروغ به جاي حقيقت ، لاف وگزاف به جاي علم همچنان باقي است . خداوند ما را از شر پاراسلسوسهاي حال و آينده حفظ كند

راضیه اسدی

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 8:43  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

  ابوعلي حسين بن عبدالله معروف به ابوعلي سينا در سال ۳۷۰ هجري قمري درخرميشن ازتوابع بخارا متولد شد. او پزشك ، رياضيدان ، فيلسوف ومنجم بزرگ ايراني بود . پدرش عبدالله نام داشت كه در دستگاه سامانيان محصلي ماليات را عهده داربود ومادرش ستاره نام داشت . وي در بلخ پرورش يافت و قرآن وساير علوم را آموخت .استاد وي عبدالله ناتلي بود كه از رجال مشهور قرن چهارم هجري به شمار مي رفت. او در هجده سالگي، چنانچه خود نوشته است ، از تعلم همه علوم فارغ شد . دربيست ويك سالگي دست به تاليف وتصنيف زد .وي در بيست و دو سالگي پدرش را ازدست داد و او خود متصدي شغل پدر گرديد . اما به علت نابساماني اوضاع سياسي ، بخارا را ترك گفت و به گرگانج پايتخت امراي مامونيه خوارزم رفت و در نزد خوارزمشاه علي ابن مامون و وزيرش ابوالحسين احمدبن محمد سهيلي تقرب پيدا كرد . در اين هنگام سايه نفوذ محمود غزنوي بر خوارزم نيز فرو افتاد واز دانشمندان دربارخواسته شد كه به غزنين به خدمت سلطان محمود بروند . ابوعلي سينا كه از تعصب آن پادشاه خبردار بود ، به همراهي ابوسهيل مسيحي از خوارزم گريخت و از راه ابيورد و طوس به قصد گرگان حركت كرد تا به قابوس بن وشمگيركه به عنوان ياريگر وحامي دانشمندان شهرت يافته بود بپيوندد . اما وقتي كه پس از مشقات بسيار بدان شهر رسيد قابوس مرده بود .

   ابوعلي سينا ناچار به قريه أي در خوارزم بازگشت . اما پس از اندك مدتي دوباره به گرگان رفت و اين بار ابو عبيد جوزجاني , يكي از با وفاترين شاگردانش به خدمت اوپيوست و در اين سفر بود كه كتاب " المختصرالاوسط" و كتاب "المبدا, و المعاد" و مقداري از كتاب معروف " قانون " و "نجات " را تاليف كرد .

   ابوعلي سينا در حدود سال ۴۰۵ هجري قمري به ري رفت. فخرالدوله ديلمي را كه بيماربود معالجه كرد ولي مدت زيادي در آن شهرباقي نماند و در اوايل سال بعد به قزوين و از آنجا به همدان رفت و در آن شهر نه سال به سر برد , در اين جا مورد توجه شمس الدوله ديلمي قرار گرفت و در ۴۰۶ هجري قمري به وزارت رسيد و تا سال ۴۱۱ هجري قمري در اين مقام باقي ماند .

   در سال ۴۱۲ هجري قمري شمس الدوله در گذشت و پسرش سماالدوله به جاي او نشست . سماالدوله مانند پدر ميخواست كه ابوعلي سينا وزارت را قبول كند ، اما شيخ نپذيرفت . در نتيجه بر اثر معاندان به زندان افتاد و چهار ماه در حبس به سر برد و در اين مدت تعدادي از كتب و رسالات مهم خود را تاليف نمود . شيخ الرئيس بعد از رهايي از حبس باز مدتي در همدان بود و آنگاه ناشناخته با شاگردش ابو عبيد جوزجاني به اصفهان نزد علا الدوله كاكويه رفت . آن پادشاه او را به گرمي و احترام بسيار پذيرفت . ابوعلي سينا از اين زمان تا آخر عمر در خدمت علا الدوله كاكويه بود، در نخستين جمعه ماه مبارك رمضان بود شيخ الرئيس را روي تخت رواني كه بادو اسب كرند حمل مي شد ، نهاده بودند . رفته رفته غروب افق را مي پوشاند . عصر بود و بانگ موذن مومنان را به نماز دعوت مي كرد.

همچنانكه ابوعلي سينا دست لرزانش را به سمت شاگردش دراز ميكرد سرفه هاي شديدو پي در پي , پيكرش را مي لرزاند و چند قطره خون در كنار لبايش پديدار شد .فقط قدرت يافت اين چند كلمه را ادا كند :
_ فرمانروايي كه طي اين سالها جسم مرا به اين خوبي اداره مي كرد , متاسفانه در وضعي نيست كه به كارش ادامه دهد .گمان كنم كه وقت آن رسيده است كه خيمه ام را بر چينم.

ابو عبيد با چهره خيس از اشك سعي كردچيزي بگويد , ولي كلمه أي از دهانش خارج نشد . نمي فهميد و نمي خواست بفهمد . مگر از ديروز كه حال استادش بهبود يافته بود چه اتفاقي روي داده بود كه او پيش او هر وقت ضعيف و رنجور شده بود .

   هر چه به دردت مي خورد بردار و بقيه اموالم را ميان فقرا تقسيم كن . صندوقچه محتوي سكه هاي طلا را خالي كن و چيزي در آن باقي نگذار .

شيخ الرئيس نفس نفس مي زد و بعد از مدتي مكث ، فرمود :

سعي كن نوشته هايم را جمع آوري كني . آنها را به تو مي سپارم . خداوند هر سرنوشتي را كه استحقاق دارد برايش تعيين مي كند .

ساكت شد . پلكهايش را بر هم گذاشت و در همان حال گفت :

ابو عبيد، دوست من ، اكنون برايم قرآن بخوان . چند آيه از قرآن تلاوت كن .

   آن روز اول ماه رمضان سال ۴۲۸ هجري قمري بود . شيخ الرئيس ابو علي سينا در حالت بيماري در حاليكه تنها پنجاه و هفت سال از عمرش مي گذشت درهمدان دار فاني را وداع گفت و در همانجا مدفون شد . آرامگاه او اكنون در آن شهر است .

در مشرق زمين فلسفه يوناني هيچگاه مفسري با عمق و دقت ابوعلي سينا نداشته است .ابوعلي سينا فلسفه ارسطو را با آراي مفسران اسكندراني و فلسفه نو افلاطوني تلفيق كردو با نبوغ خاص خود آنها را با نظر يكتا پرستي اسلام آموخت و به اين طريق , در فلسفه مشايي مباحث آورد كه در اصل يوناني آن سابقه نداشت .

راضیه اسدی

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 8:36  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

-اگر کسی در خواب بیندموهایش سفید٬سرش طاس و دندان هایش عاریه گشته اند بی شک جزوقبولی های فوق لیسانس خواهد بود.

-اگرکسی در خواب شهاب سنگ هالی را ببیند ٬که هر یک میلیون سال یک بار از کنار زمین گذر کند ٬پس به زودی یکی از مسئولین محترم دانشگاه را ملاقات و مشاهده خواهد نمود!

-اگر در خواب ببیند که گلستان بر وی گورستان شد٬تقلب امتحان ۶ واحدی اش لو خواهد رفت.

-اگر در خواب بیند دردی جانکاه وی را فرا گرفته وناگهان خلاصی یافت٬استاد وی را از کلاس درس بیرون همی کند.

-اگر در بیابانی خشک در پی جرعه آبی سر گردان بود٬هوس وام دانشجویی خواهد نمود.

-اگر بینی استاد در دانشگاه آش هم میزند٬یحتمل٬آش مشروطی تو باشد.

-چون به خواب اندر ٬ تابلوهای نمایشگاه کاریکاتور بینی٬ هشدار که فردا استادتو را پای تابلو برد وآن کاریکاتور٬قیافه تو پای تابلوست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 23:57  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

پشت قاب شیشه پنجره ای       که شبای منو باخودمی بره

جایی که گذشته هام              مثه تصویر ازتوقابش می گذره

پشت قاب بی نفس                مثه این پرنده که دلش گرفته تو قفس

مثه یک حقیقت رفته به باد        منو با خودمی بره مثل یه رویاتوی خواب

شهر من من به تو می اندیشم   نه به تنهایی  خویش

ازپس شیشه تو را می بینم        که گرفتی مرا در بر خویش

من وضو با نفس خیال تو می گیرم       وتورا می خوانم

وبه شوق فردا که تو را خواهم دید       چشم به راه می مانم

تن من پاره ای از ان تن توست           و قشنگ ترین شبای پر ستاره شب توست

ای کاش می تونستم اهنگش راهم براتون بنویسم

نوشته شده توسط راضیه اسدی در شنبه ۳تیر۱۳۸۵درساعت۱۰:۵۰دقیقه

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 10:45  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

حتما این شعر معروف را که بارها توسط خوانندگان مختلف خوانده شده است شنیده اید: الهی به مستان میخانه ات به عقل آفرینان دیوانه ات ... این شعر که بهترین ساقی نامه جهان هم لقب گرفته است مربوط به شاعری عارف از دیار تویسرکان و روستایی نزدیک آن به نام آرتیمان است. نام او میررضی الدین آرتیمانی است که در دوران زندگی خود صاحب کرامات و در عین حال شوریدگی خاصی بوده است. برای آشنایی بیشتر با این شاعر عارف می توانید به پیوندهای زیر مراجعه کنید: http://artiman.mihanblog.com http://www.maarefislam.net/yadashthayekhati/sitemap.htm
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 12:50  توسط محسن حاجی زین العابدینی  | 

دوستان عزیز

خوشبختانه مشکلی در مورد نوشتن توسط هر یک از شما و با استفاده از نام کاربری و رمز عبورتان وجود ندارد. کافی است مراحل زیر را طی کنید:

  1. با آدرس blogfa.com وارد سایت شوید. 
  2. در قسمت سمت راست و در زیر کلمه ورود گزینه "ورود به وبلاگهای گروهی" را انتخاب کنید
  3. در صفحه ای که باز می شود، سه گزینه وجود دارد
  4. در محل اول نام کاربری خود را به همراه @ و کلمه hamadani وارد کنید. مثال: asadi@hamadani یا مثال دیگر abedini@hamadani
  5. در محل دوم دوباره نام کاربری خود را وارد کنید. برای مثال asadi یا مثال دیگر abedini
  6. در محل آخر هم رمز خود را اگر یادتان هست وارد کنید. اگر یادتان نیست به من میل بزنید تا به شما بگویم. میل من zabedini@yahoo.com

منتظر نظرات خوب شما هستم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 18:19  توسط محسن حاجی زین العابدینی  | 

دوستان عزیز

می دانم که همه گرفتار امتحانات هستید و پس از آن هم به سرعت نور، اهواز را به مقصد استان خوش آب و هوای خود ترک می کنید. اگر هیچ پاداشی بابت زحماتی که برای گذراندن درسها کشیدید نگیرید همین هوای خوب خودش بهترین پاداش است. فقط فراموش نکنید که گاهی سری به این وبلاگ بزنید و از اتفاقاتی که در شهرتان یا در سطح استان می گذرد، دیگر دوستان را آگاه کنید. اینجا فضایی است برای دیدار از راه دور. در ادامه یک شعر زیبا در وصف تویسرکان می آورم و منتظر هستم که شما هم شهر و دیار خود را از این طریق و بیشتر و بیشتر به ایرانیان و جهانیان بشناسانید.

تویسرکان        دیار         دیرینم                  ای گرامی  چو جان   شیرینم

خاک پاک تو مهد عشق ووفاست                 پرورشگاه    عارفان   خداست

سروها      پروریده         دامانت                  زده    خورها  سر  از  گریبانت

همه عشقی و شور و شیدایی                   همه   لطفی  و  مهر و زیبایی

از  بهار  تو  با   صفا  تر   نیست                   جویبار  تو کم  ز  کوثر   نیست

بابی  از   باب های      رضوانی                    سرزمین   فرشته     خویانی

مردمت      جمله     مهرورزانند                    شهره در صدق وعشق وایمانند

هست  جزئی ز نام تو   سرکان                   خطه ای   بی   نضیر  در  ایران

قول    جنات    تحه "     الانهار                    بهر  سرکان  توان گرفت به کار

هر  که  یکبار  بیند  از    دورش                    می شود بیقرار   و  مسحورش

آرتیمان که جلوه گاه  خداست                     زادگاه رضی بهین شعر است

جلوه ای دارد   از  بهشت  برین                     نیست اینگونه خطه روی زمین

آری   آری   تو     زادگاه    منی                     بهر  مرغ  وجود   من    چمنی

چشم   وامق    ندیده     زیبایی                    خوشتر از روی  چون  عذرایی

حسین بیات (وامق تویسرکانی)

محسن حاجی زین العابدینی

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 17:28  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

اگر از قدیمی ترهای همدان سئوال کنید حتما نام و خاطره "دکتر ایراندخت میرهادی" را به خاطر دارند. اخیرا کتابی با عنوان "زندگی و خاطرات دکتر ایراندخت میرهادی" به کوشش دختر ایشان خانم آذر میرهادی منتشر شده است. به بهانه انتشار این کتاب و توصیه همه دوستان به خواندن آن در اینجا چند کلامی در مورد این انسان ساده ولی عمیق می نویسم.

از کودکی خاطره ای را از زبان پدرم می شنیدم که همواره باور کردن آن برایم دشوار بود. اما حقیقت داشت. در سالهای دهه ۳۰ یا ۴۰ مادرم به بیماری سختی گرفتار شده بود که هیچ دکتری نتوانسته بود او را شفا دهد. تا اینکه دکتر میرهادی که در آن زمان در همدان مطب داشت را به او معرفی می کنند. ماجرای ویزیت شدن و شفا یافتن مادر توسط این دکتر بسیار عجب و شنیدنی است. پدر می گوید ما همه در مطب دکتر میرهادی که هیچ شباهتی به مطب نداشت نشسته بودیم. بیماران زیادی از راههای دور و نزدیک مراجعه کرده بودند. تا اینکه همهمه ای شد و گفتند دکتر آمد. ما هر چه نگاه کردیم از هیبت و علائم معمول دکتر چیزی ندیدیم. ناگهان خانمی را دیدیم با لباسی روستایی که یک چادر رنگی را به دور کمر گره زده بود و لقمه ای نان و پنیر گاز می زد و وارد مطب شد. وقتی نوبت ما برای معاینه رسید دکتر بدون گوشی به صدای قلب گوش می داد و نسخه ای را با مداد (همانگونه که خودش در کتاب خاطراتش اشاره می کند) بر روی تکه ای کاغذ نوشت. وقتی پرسیدیم چه وقت باید برای ویزیت بعدی خدمت برسیم. با لحنی مطمئن گفت مگر می خواهید سر بیاورید و ما منظور او را نفهمیدم. از اطرافیان که پرسیدیم گفتند یعنی لازم نیست و با همین نسخه باید خوب شود. و واقعا این گونه هم شد و با همان یک نسخه مادر برای همیشه از آن بیماری رهایی یافت. این خاطره را همچنان باور نمی کردم تا اینکه سال گذشته کتاب بسیار عزیزی به قلم خواهر گرامی ایشان یعنی خانم توراندخت میرهادی با عنوان "مادر و خاطره ۵۰ سال زندگی در ایران" منتشر شد. خانم میرهادی که از بزرگان تعلیم و تربیت و از صاحب نامان ادبیات کودکان ایران است و نام او با شورای کتاب کودک عجین است در این کتاب به نکته های تربیتی ارائه شده توسط مادرشان و نقش آن در زندگی آنها اشاره های فراوانی دارد. وقتی این کتاب را خواندم در قسمتهایی از آن به زندگی و سلوک دکتر ایراندخت میرهادی اشاره کرده بود که تازه متوجه شدم و باور کردم کسی چنین والامقام وجود داشته است. کسی که بدون توجه به ظواهر کاری را انجام می داده که تمامی دکترهای صاحب نام از انجام آن عاجز بوده اند.

این انسان وارسته که با ظاهری درویشانه و ساده در شهر زندگی می کرد دنیایی عجیب و غریب را با خود به همراه داشت. کسی که هنوز هم همه می دانند که نسخه هایش دومی نداشت و با همان یک نسخه شفا می داد. دکتر میرهادی از مادری آلمانی و پدری ایرانی متولد شد. ایشان بعد از اتمام تحصیلات در ایران برای ادامه تحصیل به کشور آلمان رفت و در آنجا گرفتار جنگ جهانی دوم شد. ماجراهای سختی را که توصیف آنها در کتاب آمده از سر گذراند و بالاخره پس از اتمام جنگ به همراه همسرش فردیناند که یک نقاش اتریشی بود به ایران بازگشت و پس از مدتی برای طبابت به همدان رفت. در همدان زندگی کرد و شفابخش بسیاری از مردم شد. طبیعت زیبا و آرام همدان طبع لطیف او را شکوفا کرد و آثار ادبی چندی از او منتشر شد. او همچنین در اجرای تئاتر با اداره فرهنگ و هنر همدان همکاری داشت.

با خواندن این کتاب علاوه بر آشنایی با گوشه ای از زندگی در همدان در گذشته های دور به زندگی از نوع دیگر نیز واقف خواهید شد.

محسن حاجی زین العابدینی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 18:8  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

سلام

ازآنجا که تمامی دوستان به علت شروع فرجه های امتحانی و عزیمت به استان در آخرین جلسه(مورخ ۳/۳/۸۵)شرکت نکردند؛لذا خواهشمند است حتما و حتماو حتما موافقت و یا مخالفت خود را برای تشکیل آخرین جلسه این ترم در تاریخ ۶/۴/۸۵از طریق اعلام نظرات این خبر اعلام بفرمایید.ضمنا در این جلسه تصمیمات کلی برای انتشار قطعی نشریه اتخاذ خواهد شد. /.

                                                                                                      باتشکر

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 11:54  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  | 

و بالاخره امروز سه شنبه ۲/۳/۸۵ مجوز نشریه بچه های استان به دستمان رسید.

انشاالله از ترم آینده بطور قطع به انتشار نشریه خواهیم پرداخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 9:55  توسط دانشجویان همدانی دانشگاه های اهواز  |